در دوران دانشجویی هر مریضی که بهمون مراجعه میکرد و من باید ازش شرح حال میگرفتم با لفظ "شما" باهاش صحبت میکردم.نا خودآگاه با بچه ها از لفظ "تو" استفاده میکردم که صمیمی بشیم.
وقتی که به بیمارستان ابن سینا رفتیم(یکی از مراکز روان پزشکی مشهد) مدام جلوی استاد به مریضها میگفتم "تو".استاد چند بار بهم تذکر داد ولی من همش از دهنم "تو" خارج میشد.یک بار خیلی عصبانی شد گفت:چون اینا مشکل روانی دارن براشون ارزش قایل نیستی و با لفظ "تو" خطابشون میکینی.نمیدونم واقعا همینطور بود یا نه.هیچ دوست ندارم وضعیت ذهنی یا مالی و این جور مسایل باعث بشه که با مریضام متفاوت رفتار کنم.اما فکر میکنم استادم راست میگفت.در ناخوداگاهم به خودم اجازه میدادم با مریضهای روانی جور دیگه صحبت کنم.
در هر صورت خیلی وقتها که عمدی در کار نیست خود ِاعمال سهو هم درجاتی از سهل انگاری ِ تقریبا عامدانه ای دارن.
برچسب:
نویسنده: اشکان موسویپور