
کانالهای تلویزیون رو عقب جلو میکردم که یکدفعه سعید بیابانکی رو دیدم که مجری یک برنامه بود و داشت با چن شاعر خانوم صحبت میکرد. حرف به نسرودن شعر عاشقانه به معنای واقعی کلمه توسط خانومها و محدودیت هاشون بود. یکی از خانومها حرف جالبی زد: "در حقیقت نسرودن شعر عاشقانه توسط بانوان برای اقایون تضییع حق پدر و برادر وهمسر ماست!"مصمم شدم شعر عاشقانه برای آقایون بسرایم به معنای واقعی کلمه.از شب، شب ِ عقدمان تو تحویل ِ منیدر عالم مردها تو تمثیل ِ منیگیسو گیسو مو به تنت روییدهعشقم!نفسم!گُلم! تو گوریل ِ منی!...
ادامه مطلب
رفتم توی اتاق یکی از مسوولین.یک دفعه مثل برق از جا پا شد و در ِ اتاق رو باز گذاشت.به اندازه ای که بهم تجاوز بشه حالم از این حرکتش بهم خورد.چرا افراد فاسد و افراد متدین دست از سر جنسیت افراد بر نمی دارن و با هر کسی در نگاه اول به دیده جنسی نگاه میکنن؟! اخه چرا؟!...
ادامه مطلب